Site Overlay

زنده ماندن، عذاب کشیدن، عادت کردن، تحمل کردن، انتخاب کردن

:آقای شوپنهاور می‌فرمایند

هر هدفی پشت وجود داشتن ما باشد، در رسیدن به آن با شکست مواجه خواهد شد، مگر این‌که عذاب کشیدن هدف مستقیم و آنی زندگی باشد. با نگاه به این همه درد و رنج عظیمی که سرتاسر دنیا وجود دارد – درد و رنجی که ریشه در نیازها و ضروریاتی دارد که از زندگی جداناپذیرند – مسخره است اگر فکر کنیم هیچ هدفی پشت این درد و رنج نیست و حاصل شانس و احتمالات است. هر بدبختی به صورت جداگانه موردی خاص و منحصربفرد به نظر می‌رسد، ولی کلیت قانون دنیا بر پایه‌ی بدبختی بنا شده است

 

 چه چیزی می‌تواند جز هدف به عذاب کشیدن و عذاب دادنِ خود و دیگری باشد، در تحمل کردن کاپیتالیسم و سیستم جهانیِ موجود؟  عذاب کشیدن از انتخاب مابین ترامپ و بایدن؟ عذاب کشیدن مابین انتخاب میان ۳۰ نوع پنیر و چسب نواری در فروشگاه‌های زنجیره‌ای؟ تحمل کردن تورم ۵۰ حدودی درصدی در ۳۰ سال گذشته در جمهوری اسلامی؟ تحمل کردن بیدار شدن ساعت ۵ صبح و کار در کارخانه‌ی بسته‌بندی برای ۱۳ ساعت و به مدت ۳۰ سال،  هفته‌ای پنج روز؟  تحمل کردنِ دروغ‌های مداومِ سیستماتیک در سیستمِ اداره‌ی جهان؟ انتخاب میانِ ظلم و سکوت؟  انتخاب میان زنده ماندن و غذاب کشیدن؟ انتخاب میان تحمل کردن و زنده ماندن؟  انتخاب میان گوشه‌گیری و انتخاب کردن؟ انتخاب میان انزوا در پیش گرفتن و انتخاب را تحمل کردن؟

چرا مردم کاپیتالیسم و نئولیبرالیسم را تحمل می‌کنند به خاطر عادت کردن به تحمل عذاب یا از روی ناچاری از ناچارگی از انتخاب؟ از کار افتادگی سیستم درد کشیدن به دلیل بیچارگی در مقابل سیستم؟ یا از روی اعتقاد به “… ولی کلیت قانون دنیا بر پایه‌ی بدبختی بنا شده است”. آقای چامسکی و آقای آگامبن و آقای ژیژک و خیلی‌ها موافق نخواهند بود

 

آیا موسیقی‌های سر و صدا ، نتیجه‌ی بیچارگی و تحمل کردن هستند؟ هزاران اثر بی‌ثمرِ موسیقی (چه ناشنیده شده‌ها و چه شنیده شده‌ها)

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *